شاعران جميله غبار خاکستر
غبار خاکستر چاپ پست الكترونيكي

در حاشیه های آتش

خاکستر به کناره می نشیند

دستی بر آتش بکش

به سرگذشت برو

فرصتی و آهی نه

فراموش نکن

که شعله های آتش را

تا ستاره با فاصله ای

بی آنکه بخوانی

می شماری بشمار

تو از آتش بگو

و من از

حادثه ی حاشیه نشین بیابانگرد عاشق

که گم شد در بادی سرد

و باورش دستش بود

که نی اش را می کشید به لب

و او می رفت در بیکران نی زار

در خیزران

او می رفت در حاشیه از گذشته تا حال

تا خالی یادش

و خاکستر هایش

تا رد پاهایش

 
 
a_forough.jpg