شاعران جميله از بستر تب
از بستر تب چاپ پست الكترونيكي

از بستر تب
بلند شدی
ایوب وار

التیام زخمهایت را

مرهمی نبود

ریسمان های تناقضی در لحظه هایت
جاری می شد
فاصله های دور و نزدیک را
قطره های تطهیر نمی شست
و انکار را
در دخمه های شیر ینت ممکن نبود
ایوب وار آمدی
که ناله ی دلت را نی می نواخت
و تو خود در خلوت خود
معنا شدی
لب نگشوده
در گردی دف
بالا
و پایین می روی
من نیز با خویشتنم
و خلوت خود را معنا می کنم
معنای ما روزی
به چهار سوی زمین می نشیند

 
 
sohrab.jpg